این هفته سه رابطه به دستم رسید. دو تا از مدرسه فرزانگان و یکی از مدرسه بهارستان.
اول رابطه شاداب افتخار:
شاداب روی اعداد مقلوب کار کرده. حتماً این اعداد رو می شناسید مثلاً دو عدد 23 و 32 مقلوب هستند. شاداب اختلاف دو عدد مقلوب رو به دست آورده و مشاهده کرده هر بار مضربی از 9 می شوند و این که چه مضربی از 9 میشوند بستگی به اختلاف دو رقم عددهای مقلوب دارد.
مثلاً: دو عدد 86 و 68 مقلوب یکدیگرند و 2=6-8 در نتیجه: 9×2=68-86
یا دو عدد 91 و 19: 8=1-9 درنتیجه: 9×8=19-91
ممنون شاداب عزیزم. البته می تونی حتی روی اعداد مقلوب سه رقمی هم کار کنی.![]()
و اما رابطهی دوم رابطه حانیه عباسی:
حانیه چتد روزی بیمار بوده و در خونه بیکار ننشسته (البته تمرینهای خودش روحل نکرده!!) و یک رابطه پیدا کرده. رابطه حانیه کمک می کنه تا مربع اعداد 11 تا 19 را راحتتر به دست بیاورید.
حانیه ابتدا یکانها را در هم ضرب کرده و در یکان حاصل نوشته و یکانها را جمع کرده و در دهگان نوشته و در صدگان هم عدد 1 یعنی حاصلضرب 1×1 را نوشته:
1=1×1 و 2=1+1 : 121=11×11
4=2×2 و 4=2+2 : 144=12×12
9=3×3 و 6=3+3 : 169=13×13
و اما اگر حاصلضرب یکانها دهگان هم داشته باشد باید دهگان به جمع یکانها اضافه شود و در مرتبه دهگان حاصل نوشته شود. مثلاً در 196=14×14
16=4×4 که فقط 6 را در یکان مینویسیم و 1 را به جمع 4 و 4 میدهیم که میشود 9 و صدگان هم که عدد 1 است.
ممنون حانیه جان. عالی بود.
رابطه آیناز عباسقلی زاده عزیزم در مدرسه بهارستان به شکل زیر بود که زیبایی ضربها کاملاً مشخص هستد و احتیاج به توضیحی نیست:
81=9×9
891=9×99
98901=99×999
9989001=999×9999
999890001=9999×99999
99998900001=99999×999999
ممنون از آیناز عزیزم.
اگر شما هم رابطهای پیدا کردید به اسم خودتان در وبلاگ قرار خواهم داد.
۱:
در فهرست غذای آماده ی رستورانی چنین آمده است:
سیب زمینی سرخ کرده + دلستر + همبرگر = 72/3 واحد پول
2 تا سیب زمینی سرخ کرده + یک دلستر = یک همبرگر
یک سیب زمینی سرخ کرده + یک همبرگر = 3 تا دلستر
قیمت یک همبرگر، یک دلستر و دو تا سیب زمینی سرخ کرده چه قدر است؟
۲:
ماشینی که از لحاظ سوخت در وضعیت ویژهای است و به ازای هر 32 مایل یک بشکه گازوییل میسوزاند در مقابل ماشینی که به ازای هر مایل یک بشکه گازوییل مصرف میکند در طی یک سال تا چه حد میتواند در مصرف گازوییل صرفه جویی کند؟ فرض کنید میانگین مسافتی که یک ماشین در هر سال میپیماید 9000 مایل است.
تا دو هفته ی دیگر برای پاسخ مهلت دارید.
پاسخ سوال اول این بود:
|
۲۶ |
|
۱۰ |
۱ |
۱ |
۱ |
۷ |
|
۱۲ |
۳ |
۷ |
۱ |
۱ |
|
۲۴ |
۶ |
۵ |
۹ |
۴ |
|
۲۳ |
۲ |
۶ |
۶ |
۹ |
|
۱۵ |
۱۲ |
۱۹ |
۱۷ |
۲۱ |
به این سوال شبنم
و غزاله
عزیزم درست پاسخ دادند. ممنون.
و اما پاسخ سوال دوم رو با هر تقریبی هر کس یه عددی درآورده بود!!! بنابراین قطعی نمی شه گفت پاسخ چه کسی درسته.
از سایت زیر هم می تونید برای حساب کردن این اعداد حساب کنید:
ممنون از تمام عزیزانی که وقت گذاشتند و پاسخ دادند. از زینب فلاح نژاد و غزاله هم تشکر می کنم که برای این سوال وقت گذاشته بودند. البته نظراتشون رو خصوصی فرستاده بودند.
و اما نتیجهگیری ماهنامهی «کوانت» که مدتی پیش براتون نوشته بودم:
نخستین و مهمترین نکتهای که بعد از خواندن این گفت و شنود پرطنز، ولی بر پایهی واقعیت به ذهن میرسد، این است که: ریاضیات دانشی خصوصی و ویژهی ریاضیدانان نیست و هر کسی که با دانش به مفهوم عام آن سروکار دارد، باید با ریاضیات آشنا باشد و همینطور برعکس، یک ریاضیدان نمیتواند سر در لاک خود فروبرد و بدون اینکه از دانشهای دیگر بهرهای داشته باشد، خود را با فرمولها و شکلها سرگرم کند. به ویژه ریاضیدان نمیتواند به دور از واقعیت و تنها با دستگیرهی قانونهایی که در ریاضیات کشف کرده است، حکم کند و نتیجهگیریهای خود را عملی و واقعی پندارد.
ریاضیات دانش زنده است و مثل هر موجود زنده، تنها در بستگی محیط دوروبر خود و در رابطه با واقعیتهای زندگی میتواند رشد کند. و یا حتی معنی داشته باشد. همهی قانونهای ریاضی مستقیم یا غیرمستقیم ریشه در قانونمندیهای طبیعت دارند و با جداشدن از ریشهی خود نمیتوانند به زندگی خود ادامه دهند. ولی از آنجا که ریاضیات به صورتی انتزاعی و به ظاهر جدا از طبیعت و زندگی مطرح میشود، در هر مورد خاص، باید بامعیارهای واقعیتهای بیرون از ریاضیات و بر پایهی تجربه و نوع کاربرد، مورد ارزیابی قرار گیرد و روش تطبیق آن با عمل و شیوه ی کاربرد آن معین شود.
ریاضیات از یک طرف به تاریخ خود وابسته است و از طرف دیگر با زندگی ما درآمیخته است و به همین دلیل، ریاضیدان نمیتواند خود را از تاریخ ریاضیات و از جنبههای کاربردی ریاضیات و (به اعتباری مهمتر از هر دوی اینها) از فلسفهی ریاضیات دور نگه دارد. به جز اینها ریاضیدان پیش از این که ریاضیدان باشد، یک انسان است و به ویژه در روزگار ما انسان «تک بعدی» فرصت ابراز وجود نمییابد و نمیتواند خود را با پبشرفتهای مادی و معنوی زمان سازگار و هماهنگ کند.
درست است که ریاضیدان به دلیل تخصصی که انتخاب کرده است، کار فکری خود را بیشتر در مسیر پیشرفت ریاضیات متمرکز میکند ولی یک ریاضیدان هم به عنوان انسانی که در عصر ما زندگی میکند باید با دانشهای دیگر و با مسألههای عمدهی علمی و اجتماعی زمان خود آشنا باشد، از هنر لذت ببرد و در زندگی خانوادگی و اجتماعی خود مثل هر انسان دیگری هم به رشد فکری و هنری خود علاقهمند باشد و هم در جست و جوی راه یا راههای نجات انسانها از زشتیهای موجود.
اگر ریاضیدان این حق را از خود سلب کند که از موسیقی لذت ببرد، به کمک شعر و رمان خوب به ژرفای روح انسانها وارد شود، گل و گیاه را دوست داشته باشد، به مسألههای حاد اجتماعی و سیاسی خود علاقهمند باشد و... آنوقت، به یک انسان «تک بعدی» تبدیل میشود که در این صورت بعید میدانم بتواند حتی یک ریاضیدان خوب باشد. ریاضیدان، همانطور که برای زنده ماندن به غذا و لباس و مسکن نیاز دارد، برای زندگی در جامعهی بومی خود و یا به طور کلی در جامعهی انسانی، به غذای روح و به تقویت اندیشه و عاطفه خود نیازمند است که با عشق ورزیدن به هنر و علاقهمند بودن به مطالعه ی تاریخ گذشته و حال جامعههای بشری و تلاش در جهت بهترکردن زندگی انسانها میتواند تأمین شود.
یک ریاضیدان، باید با عمل خود و با رفتار فردی و اجتماعی خود این تصور نادرست را از ذهن همگان دور کند که «ریاضی دان تنها با عدد و شکل سر و کار دارد و به درد هیچ کار و هیچ بحث دیگری نمیخورد.»
سایت عدد اول ستاره ای:
http://primes.utm.edu/curios/page.php?curio_id=5284
سایت های مربوط به تشخیص اعداد اول:
http://www.usi.edu/science/math/prime.html
http://www.math.com/students/calculators/source/prime-number.htm
http://www.amblesideprimary.com/ambleweb/primenumber/primecheck.htm
امیدوارم استفاده ی لازم رو ببرید.
بعضی وقتها سادهترین جواب کنار دستمون هست ولی اینقدر به دور دستها نگاه میکنیم که آنرا نمیبینیم و با این داستان میبینیم که ماجرایی که در مقالهی هفتهی قبل براتون آوردم فقط مربوط به مسائل ریاضی نیست و در هر موردی ممکنه اتفاق بیفته!
شرلوك هولمز كارآگاه معروف و معاونش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند.
نيمههاي شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت:
نگاهي به آن بالا بينداز و به من بگو چه ميبيني؟
واتسون گفت:
ميليونها ستاره ميبينم .
هلمز گفت:
چه نتيجه ميگيري؟
واتسون گفت:
از لحاظ روحاني نتيجه ميگيرم كه خداوند بزرگ است و ما چهقدر در اين دنيا حقيريم.
از لحاظ ستارهشناسي نتيجه ميگيريم كه زهره در برج مشتري است، پس بايد اوايل تابستان باشد.
از لحاظ فيزيكي، نتيجه ميگيريم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمهشب باشد.
شرلوك هولمز قدري فكر كرد و گفت:
واتسون تو احمقي بيش نيستي. نتيجه اول و مهمي كه بايد بگيري اينست كه چادر ما را دزديده اند!
سؤال اول این هفته مسألهای در کتاب ریاضیتون هم هست. البته این جا با کمی اطلاعات بیشتر و سؤالات بیشتر:
احتمالاً افسانهی شطرنج را شنیدهاید. میگویند مخترع شطرنج نزد پادشاه رفت. وقتی پادشاه از بازی او خوشش آمد، به مخترع گفت:«دوست داری چه جایزهای به تو بدهم؟» او در پاسخ گفت: «لطفاً به این تعداد که میگویم به من گندم بدهید. در خانهی اول شطرنج یک دانه گندم، در خانهی دوم دو برابر خانهی اول، در خانهی سوم دو برابر خانهی دوم و به همین ترتیب تا شصت و چهارمین خانهی شطرنج که باید تعداد گندمها دو برابر خانهی شصت و سوم باشد!»
پادشاه فکر کرد که مخترع شطرنج میخواهد به او بیاحترامی کند. با ناراحتی گفت: «یک کیسهی گندم به او بدهید تا از اینجا برود.»
حالا شما حساب کنید که مقدار گندم موردنظر مخترع شطرنج چهقدر بوده است؟ آیا پادشاه هند قادر بود این مقدار گندم را به او بدهد؟
راهنمایی:
- محاسبات خود را برای سهولت کار تقریبی انجام دهید.
- در هر مترمکعب گندم حدود 15 میلیون دانه گندم وجود دارد.
- فرض کنید میخواهیم گندمها را در انباری به ارتفاع 4 متر و عرض 10 متر ذخیره کنیم. طول انبار چهقدر باید باشد؟
سوال ۲:
این بار هم یک جدول دیگه از همون نوع براتون آوردم. امیدوارم دیگه متوجه شده باشید:
در هر خانه خالی جدول زیر یک رقم بگذارید که حاصل جمع رقم های خانه های هر ستون و هر ردیف و راستای قطر جدول 4×4، مساوی اعداد واقع در دو حاشیه ی شبکه باشد. می توانید در هر ستون، هر ردیف و خانه های هر قطر، یک رقم را تکرار کنید. اما استفاده از صفر مجاز نیست.
|
۲۶ |
|
۱۰ |
|
۷ | ||
|
۱۲ |
۳ |
|
||
|
۲۴ |
|
۹ |
| |
|
۲۳ |
۶ |
| ||
|
۱۵ |
۱۲ |
۱۹ |
۱۷ |
۲۱ |
تا دوهفته ی دیگه برای این سوالات فرصت دارید.
پاسخ (۱):
پاسخ از طریق معادله:
چون نسبت تعداد کلاغها به کبوترها 3 به 5 است، به طریق زیر عمل میکنیم:
اگر عدهی کلاغا را 3x بگیریم، عده کبوترها 5x خواهد شد و پس از رفتن 24 کبوتر و پیوستند 24 کلاغ به تعداد مانده، چنین خواهیم داشت:
3x+24=عدهی کلاغها
5x-24=عدهی کبوترها
و پس از این تغییر باید تساوی زیر را داشته باشیم:
(1) 5/3=3x+24/5x-24
(ممیزراخط کسری درنظر بگیرید.یعنی پنج سوم برابر است با3x+24به روی5x-24)
با حل معادلهی (1) x=12 به دست میآید.
پس تعداد کلاغها 2x=36 و تعداد کبوترها 5x=60 میباشد.
به این سوال طبق معمول غزاله سلیمی
و سمانه
عزیزم کاملاْ درست حل کرده بودند. ممنون عزیزانم.
پرند هم تعداد کلاغ ها رو درست جواب داده بود ولی نمی دونم چرا تعداد کبوترها رو ۵۰ تا نوشته بود.![]()
پاسخ (۲):
|
۲۱ |
|
۱۶ |
۶ |
۱ |
۴ |
۵ |
|
۲۹ |
۹ |
۹ |
۲ |
۹ |
|
۲۰ |
۸ |
۴ |
۱ |
۷ |
|
۱۹ |
۹ |
۴ |
۱ |
۵ |
|
۲۰ |
۳۲ |
۱۸ |
۸ |
۲۶ |
به این سوال هم پرند
و غزاله
عزیز درست پاسخ دادند.
سمانه جان فکر می کنماگر به این دو جدول که حلشون رو هم داریم و توضیحاتی که دادم توجه کنی حتماْ متوجه می شی.
ممنون.![]()
عزیزانم مطلب زیر کمی طولانیست ولی بادقت بخوانید خیلی جالبه!! نظرات و نتیجهگیریتون رو بنویسید. هفتهی آینده نتیجهگیری ماهنامهای که این مطلب از اونجاست رو براتون میگذارم.
مسئله های ریاضی را چگونه حل کنیم؟
پیش از پرداختن به این پرسش باید جنبهی دیگری از زندگی که به ویژه در روزگار ما اهمیت بسیار دارد اشاره کنیم: تخصص در شاخه ای از دانش و از آن جمله ریاضیات، نباید به معنای دوری از هنر و دانشهای دیگر باشد.
ابتدا این مقالهی کوتاه و آموزنده و پرطنز را (که از شماره ی سوم سال 1991 میلادی ماهنامهی «کوانت» چاپ مسکو میباشد) بخوانید تا بعد بحث خود را ادامه دهیم. عنوان مقاله این است:
آیا میتوان (۱+۲۱۶)۲۱۶ ضلعی منتظم را رسم کرد؟
و اما خود مقاله:
بلافاصله بعد از آن که سردبیر «کوانت» این پرسش را مطرح کرد بحث و جدل آغاز شد:
ریاضیدان و منطقشناس: بله میتوان! چون (۱+۲۱۶)، یکی از اعداد اول فرما است و همان طور که گوس ثابت کرد، میتوان این چندضلعی منتظم را رسم کرد.
ریاضیدان و تاریخشناس: این چندضلعی منتظم به وسیلهی پروفسور هرمس رسم شده است. دو برابر کردن تعداد ضلعها هم کار دشواری نیست. شرح آن، یک چمدان بزرگ را پرکرده است و این چمدان در دانشگاه گوتینگن نگهداری میشود. هرکس مایل باشد، میتواند آن را مطالعه کند.
ریاضیدان و ویراستار: ولی تا امروز کسی تفسیری بر آن ننوشته است! بنابراین معلوم نیست متن آن قابل اعتماد است یا نه!
ریاضیدان و روششناس: در امکان رسم این چندضلعی هیچ تردیدی نیست! ولی پرسش در جای دیگری است: چگونه میتوان آن را رسم کرد؟ بفرمایید، در اختیار شماست (صفحهی کاغذ، مداد، خط کش و پرگار را روی میز گذاشت.)
ریاضیدان فیلسوف: نمیفهمم، گیر کار در کجاست؟ ثابت شده است، روش رسم وجود دارد. میدانیم اثبات درست و روش کار عملی است. بنابراین میتوان رسم کرد!
ریاضیدان اقتصادشناس: میتوان یا نمیتوان! باید محاسبه کرد (ماشین حساب خود را بیرون آورد). اگر برای رسم هر ضلع یک ثانیه وقت لازم باشد و کار در سه نوبت (یعنی 24 ساعته) انجام شود، آن وقت... اوه اوه... 136 سال طول می کشد. نه، نمیشود!
ریاضیدان و ویژهکار سیبرنتیک: پس کامپیوتر برای چیست؟ برنامهای تنظیم میکنیم. در یک ساعت و کسری، کار انجام میشود.
نظریهپرداز فیزیک: اجازه بدهید من هم امتحان کنم (مداد را در دست خود چرخاند و نوک آن را نشان داد). اگر اتم کربن... در یک لایه... قطر دایرهی محیطی 30 سانتیمتر... فاصلهی بین سوراخها، در شبکهی بلوری مغز مداد 4/1 آنگستروم... بنابراین محیط دایره ۱۰۹×۴/۹ آنگستروم...، میتوان اتمهای کربن را در دایره قرار داد... تنها باید فاصلهها برابر باشند... در ضمن عرض کنم... نوسانها...
آزمایشگر فیزیک: (حرف همکار خود را قطع کرد) این محاسبهها برای چیست؟ (پرگاری برداشت و یک دایره رسم کرد) بفرمایید! هر کس مایل است برای من اثبات کند این یک 4295032832 ضلعی منتظم نیست!
مرد قوی هیکلی در چوببری استخدام شد و تصمیم گرفت خوب کار کند.
روز اول 18 درخت برید. رئیسش به او تبریک گفت و او را به ادامه کار تشویق کرد.
روز بعد با انگیزه بیشتری کار کرد ولی 15 درخت برید.
روز سوم بیشتر کار کرد اما فقط 10 درخت برید به نظرش آمد که ضعیف شده است.
پیش رئیسش رفت و عذر خواست وگفت:
"نمیدانم چرا هر چه بیشتر تلاش میکنم درخت کمتری میبرم."
رئیسش پرسید: "آخرین بار کی تبرت را تیز کردی؟"
او گفت: "برای این کار وقت نداشتم. تمام مدت مشغول بریدن درختان بودم."
